داستان شیرین موهای علی برای کودکان مادر توی خانه بود. علی و دوستش فرید، پیش مادر آمدند. علی گفت: «مادر، فرید می خواهد برود و موهایش را کوتاه کند. اجازه می دهید که من هم با او بروم و موهایم را کوتاه کنم؟» مادر گفت: «بله، تو هم برو.» علی و فرید از خانه بیرون آمدند. سر کوچه ی آن ها یک آرایشگاه بود. علی…