داستان کوتاه و آموزنده سگ و تصویر او در آب سگ باشتاب می دوید و استخوانی را که قصاب برایش انداخته بود، به خانه اش می بُرد. سگ هنگامی که روی پُل باریکی رسید، پایین پُل را نگاه کرد و تصویرش را در آب دید. سگِ حریص گمان کرد یک سگ واقعی دیده است که استخوان بسیار بزرگ تر از استخوان خودش دارد. همچنین…