حکایت آموزنده گرگ و بزغاله بزغاله کوچولو که شاخ های کوچکی روی سرش درآورده بود، گمان کرد بز نرِ بزرگی شده است و از خودش می تواند مراقبت کند. یک روز غروب، هنگامی که گله به خانه برمی گشت، مادرش او را صدا زد، اما بزغاله توجه نکرد و به خوردن علف های تازه چراگاه ادامه داد. اندکی بعد، هنگامی که سرش را…