حکایت آموزنده بزغاله و گرگ چوپان برای اَسیب ندیدن بزغاله، آن را روی بام کاهگلی سرپناهِ گوسفندان گذاشته بود. بزغاله در لبه ی پشت بام در حال چرا بود که گرگ را دید. بزغاله بدون ترس، و برای خوش حالی خودش، گرگ را صدا زد و شروع به مسخره کردن گرگ کرد، زیرا می دانست که پنجه ها و دندان های گرگ به او نمی رسد.…