دسته چوب های نازک حکایتی برای کمی تفکر پدری چند فرزند پسر داشت که همیشه باهم درگیر بودند و دعوا می کردند. هیچ سخنی نیز کم ترین تأثیری بر آن ها نداشت. پدر در ذهن اش به نقشه ای کارساز فکر کرد تا پسرها ببینند که دعوا و تفرقه سبب بدبختی آن ها می شود. یک روز که برادرها دعوای بسیار شدیدی داشتند و هریک…