قصه کوتاه نخودی و دیو برای کودکان زن و شوهری بودند که بچه نداشتند و خیلی هم از خدا بچه می خواستند. یک روز زنک آمد دیزی آبگوشت را تو تنور بگذارد یک نخود از دیزی پرید بیرون، شد به صورت یک دختر. اتفاقاً همان وقت زن های همسایه آمده بودند تو خانه ی این ها. یکی شان که از حال این زن خبر نداشت یا خبر داشت،…