قسمت ششم قصه جذاب کودکانه ماه پیشانی پسر پادشاه از عشق شهربانو ناخوش شد و اسیر رختخواب شد. هر چه دوا و درمان کردند به جایی نرسید، عاقبت مادرش به دست و پای حکیم ها افتاد که دردش چیست؟ گفتند عاشق است. باری ته و توی کار را درآوردند و معلوم شد عاشق دختری است که لنگه کفشش هم پهلوش است. وقتی مادره فهمید،…
No articles.